خرید بک لینک
« در آغاز هیچ نبود؛ کلمه بود و آن کلمه خدا بود» و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود. و با نبودن چگونه توانستن بود؟ و خدا بود و با او عدم بود و عدم گوش نداشت حرف هایی است برای گفتن، که اگر گوشی نبود، نمی گوییم و حرف هایی است برای نگفتن، حرف های بی قرار و طاقت فرسا که همچون زبانه های بی تاب آتشند

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

دلم برای سکون و سکوت دلم برای بودن های بی دلیل، ماندن های بی حساب رفتن های ناگزیر تنگ میشود ... دلم گاهی برای خودم ، گاهی برای تو تنگ میشود ... دلم برای آن مرغک آزاد شده از قفس هم تنگ میشود ، اما ؛ امــشب دلــم فــقط بــرای تــو تــنگ مــیشود...

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

من اميدم را در یأس يافتم مهتابم را در شب عشقم را در سال بد يافتم و هنگامي كه داشتم خاكستر مي شدم گر گرفتم زندگي با من كينه داشت ،من به زندگي لبخند زدم خاك با من دشمن بود من بر خاك خفتم چرا كه زندگي سياهي نيست چرا كه خاك خوب است . برچسبها: من اميدم را در یأس يافتم , عشقم را در سال بد يافتم , و هنگام

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

بهـــار به بهار ...در معــبر ارديبهشت ، ســراغت را از بنفشه هاي وحــشي گرفتم و ميان شکوفه هاي نارنج در جستـــجويت بودم ! در " پائيـــز " يافتمت ... تنــــها شکوفه ي جهــان که در پـــائيز روييدي ! برچسبها: بهاربه بهار , درمعبراردیبهشت , سراغت راازبنفشه های وحشی گرفتم , درپاییزیافتمت , تنهاشکوفه جه

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

هرگاه خواستی به دیدنم بیایی جا پای باران بگذار و برایم دلی بیاور به وسعت تمام یاس های سپید، به جویبارها که رسیدی دو قدم مانده به شبدرها تمام پروانه های سفیدرا دنبال کن و به فصل جوانی من زیرسقف همین دنیا پیش از آ نکه سردترین لحظه ها بر با دش دهند، میهمان شو... برچسبها: هرگاه خواستی به دیدنم بیایی

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

مرا که میشناسی! خودمم...کسی شبیه هیچ کس...!!کمی که لابه لای نوشته هایم بگردی پیدایم میکنیمهربان ...صبور...کمی هم بهانه گیر...اگر نوشته هایم را بیابی منم همان حوالی ام...

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

از بودای نگاه تو تا سو ختن زرتشت وار من فاصله ای نبود جز چشم بر هم زدنی و اکنون پروانه وار من آن دیوانه که می چرخم به گردت که گرد چون تو شمعی چرخیدن همگان را مشتاق می نماید برای پروانه شدن برای سوختن که تو خود عشقی

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

پشت سر هر معشوق ، خدا ايستاده استپشت سر هر آنچه كه دوستش مي داري و تو براي اين كه معشوقت را از دست ندهيبهتر است بالاتر را نگاه نكني زيرا ممكن است چشمت به خدا بيفتدو او آنقدر بزرگ است كه هر چيز پيش او كوچك جلوه مي كند

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

هر لحظه به شکلی بت عیار بر آمددل برد و نهان شدهر دم به لباس دگر آن یار بر آمدگه پیر و جوان شد گه نوح شد و کرد جهانی به دعا غرقخود رفت به کشتی گه گشت خلیل و به دل نار بر آمدآتش گل از آن شد یوسف شد و از مصر فرستاد قمیصیروشنگر عالم از دیده عیوب چو انوار بر آمدتا دیده عیان شد حقا که هم او بود کاندر ید ب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

سلام این همه مدت اینجا سرنزده بودم یکهو یاد وبلاگم افتادم

واقعادوستش داشتم هنوزهم دلرم

اون موقع که وبلاگ رو مدیریت میکردم هنوز مادرنشده بودم

حالا دو فرشته. دوتا پسر ناز دارم برای همین فرصت کافی نداشتم برای اداره اینجا

ولی حالا دوست دارم به یاد اون وقتا دوباره ازسربگیرم همه چیز رو

برچسبها: تجدیددیدار , دوباره برگشتم , هنوزمادرنشده بودم , صاحب دوتا فرشته , دوتا پسرناز

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

صفحه بندی